واقعیت اینه که دست چپم فرزتر ِ
اما وقتی که دست راستمُ جلو روم می گیرم
یه مرد ازمیون خاطراتم میاد
که شباهت ِ تو و اون به ابدیت میره
چه شباهتی
سایه ش فقط یه کم ازتو بلندتر
دماغش توروُ نشونه رفته
باچشاش از وسط نصفت می کنه
فقط دست چپ ندار ِ
تو روبه روی منی
من پشت ِروی توام
شباهتِ ما همینطور به ابدیت میره
تا جایی که بر میگرد ِ وتو روت میگه:
((از اونی که فکر می کردی هم کندتری))