تبليغاتX
خال ٍخالی

امروز

یا فردا

چه فرقي مي كنه!

ديروز

دم يه پنجره

نزديك برج" بيگ بن"

نگاهت ُ انداختي روي آسفالت

وقتي كه بارون از شلال موهات

چكه مي كرد دور دونه هاي اشك كه گم بود

همون موقع داشتي

توي يه آينه آنتيك اسپَنيش

تو "كيپ تاون"

قسم مي خوردي كه اولين مرد بالاي صدو هشتاد سانتيي ِ سفيدپوستي رو كه تو خيابون ديدي

مستقيم بري طرفش

كي باور مي كنه !

مگه فرقي هم مي كنه؟

فردا نه

پس فردا

شايد تو تاریکیهای شب ِ بندر ِ"شانگهاي"

شايدم تو جنده خونه اي

                             تو "خارطوم"

ناراحت نشو!...

بلكه تو خواب اون نجيب زاده ي ِ سويسي

بالاخره به دامم مي افتي وُ

آزاد ميشي.

+ نوشته شده در شنبه 17 آذر1386ساعت 21:49 توسط جواد رحمانی |